X
تبلیغات
عرشیان کرمانشاه - زنان کرمانشاه در دفاع مقدس

بانوی رزمنده ای که با تفنگ برنو ۵ سال در خط مقدم جبهه ها جنگید

شاید این جمله کلیشه ای شده باشد که می گویند دفاع از انقلاب و اسلام زن و مرد نمی شناسد. اما به هم صحبت شدن و گفتگو با قمرناز رضایی، بانوی کرد زبان و کرد پوش شهرستان دالاهو این جمله بازهم برای مخاطب تازه خواهد شد.

 قمر ناز رضایی بانوی ۶۵ ساله و اهل شهرستان دالاهو است که با تفنگ برنوی خودش ۴ سال و هشت ماه را شیرزنانه دوشادوش رزمندگان اسلام جنگیده است.

حضور او در مناطق عملیاتی غرب و رزم مردانه او ورد زبان همه همشهریان اوست و در دالاهو کسی نیست که بانوی رزمنده قمرناز رضایی را نشناسد و از رزم چهارساله با تفنگ برنوی معروفش نشنیده باشد.

قمر ناز رضایی با حضور چند ساله در جبهه های حق علیه باطل به تمام دشمنان ثابت کرد که ملت بزرگ ایران همواره راه شهادت را بر می گزیند و هیچ سلطه طلبی نخواهد توانست در برابر این نظام مقدس قد علم کند.

قمر ناز رضایی در گفتگو با خبرنگار مرصاد اظهار داشت: وقتی صدای زجیر تانک و گلوله دشمن را در خاک خودم شنیدم انگار طاقت و تحمل را از من گرفتند و واقعا نتوانستم در خانه بمانم و یا فرارکنم.

رضایی گفت: داراییم تفنگ برنویی بود که آن را آماده رزم کردم و به میدان رفتم. در سالهایی که به چشم خودم می دیدیم جوانان این مردم و این کشور با عشق به امام و اسلام چه رشادتهایی می کنند و چگونه خون پاکشان زمین را آغشته می کند.

وی افزود: این رشادتها و پاسداری ها را اکنون همه مردم به یاد دارند و به هیچ وجه و در هیچ شرایطی اجازه نخواهند داد این رشادتها و این خون ها پایمال شود.

این بانوی رزمنده هشت سال دفاع مقدس اضافه کرد: چگونه می شود که این روزها برخی از افراد از نگفتن مرگ بر آمریکا سخن می گویند و جنایات این ملعون های از خدا بی خبر را فراموش می کنند؟ مگر می شود صحنه گلو له هایی که بر قلب جوانان ما نشسته و یا ظلم هایی که بر این مردم روا داشتهاند را فراموش کرد. آمریکا خود شیطان است.

09082013616 [1600x1200]

وی افزود: کسانی که حذف شعار مرگ بر آمریکا را خواستار شده اند، خود دشمنان ایران هستند و باید آنها را منافق خواند.

قمرناز رضایی در حالی که اشک چشمانش جاری شده بود با همان لهجه و گویش کردی خودش گفت: کسی که می گوید مرگ بر آمریکا نگویید نامرد است.

وی پس از اینکه اشک هایش را پاک کرد با تما سادگی که در گفتارش بود چند بار بر آمریکا مرگ فرستاد و گفت: ما مطیع رهبر هستیم.

قمر ناز رضایی که از برخی هتک حرمت ها در صفحات شخصی برخی افراد در فضای مجازی نسبت به شهدا چندان اطلاعی نداشت با شنیدن جملات آنها اشک و خشمی توآم صدایش را فرا گفت و گفت: چه قدر باید نادانی زیاد باشد که به شهدا از تمام جان احترام نکرد؟ اگر شهدا نبودند امریکا اول خود همین هتک حرمت کنندگان را سر می برید.

وی ادامه داد: آمریکا بداند مردم ما پیرو ولایت و طالب شهادت هستند و به قول امام با چنین ملتی نمی توان در افتاد.

قمرناز رضایی با اشاره به سخن مقام معظم رهبری که فرمودند "هرچه امروز کشور ما دارد و هر چه در آینده به دست می آورد به برکت خون شهیدان است" بیان کرد: هیچ قدرتی در کره زمین نمی تواند و نخواهد توانست ملت بزرگ ایران را از شهدا جدا کند.

وی ادامه داد: نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مدیون خون شهدا است و شهدا را افتخار خود می داند.

رضایی بیان کرد: تمام دشمنان و کسانی که برای براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دندان تیز کرده اند بدانند که ملت بزرگ ایران همواره پیرو و ادامه دهنده راه و خط شهدا خواهد بود و با وجود خونی که این عزیزان در راه اسلامی شدن و آزادی این کشور ریختند  هیچ قدرت طلبی نخواهد توانست گزندی به کشورمان بزند.

وی در پایان گفت: خدا را شکر می کنم که توفیق داد بیش از چهار سال و هشت ماه در جبهه های نبرد حق علیه باطل باشم و به دشمنان ایران ثابت کنم که تمام ملت ایران از یک وجب خاکش کوتاه نمی آید.

+ نوشته شـــده در یکشنبه 1392/09/24ساعــت8:5 تــوسط عرشیان |

اولين خبرنگار زن د‌فاع مقد‌س



مصاحبه با «مريم كاظم‌زاد‌ه» اولين خبرنگار زن د‌فاع مقد‌س
شيرزني بود‌ اين د‌ختر سرپل ذهابي!
 

د‌ر اوج غائله كرد‌ستان قلم و كاغذ را برمي‌د‌ارد‌ و مي‌رود‌ به آن د‌يار تا حكايت مظلوميت مرد‌م كرد‌ستان را گزارش كند‌ براي روزنامه‌اش؛ اما شرايط روزگار پس از مد‌تي خبرنگاري، او را مي‌كشاند‌ پاي جنگ. هم خبرنگاري‌اش را مي‌كند‌ و هم...‏

قصه‌اي خواند‌ني است حكايت «مريم كاظم‌زاد‌ه»، د‌ختر خبرنگاري كه مي‌شود‌ همسر اصغر وصالي، فرماند‌ه گروه چريكي د‌ستمال سرخ‌ها كه يكي از فرماند‌هان جنگ هم بود‌ د‌ر كرد‌ستان. و چه مظلوميتي را شاهد‌ مي‌شود‌ او از آن روزها؛ و مگر مظلوميتي بالاتر از اين هم هست كه د‌ر متن جنگ ازد‌واج كني و اند‌كي بعد‌ شهاد‌ت همسرت را هم ببيني؟ ‏

گپ تلفني اين هفته ما با همان د‌ختر است كه اين روزها ماد‌ر است و زند‌گي‌اش را د‌ارد‌ و البته... ند‌يد‌ه‌ام عاشقانه‌اي بالاتر از ماجراي او، كه انگار د‌ر پرد‌ه ماند‌نش عاشقانه‌تر است تا بازگويي‌اش. حكايت آن تفأل معروف به حضرت حافظ را كه د‌يگر نگو! ‏

* چه مي‌كنيد‌ اين روزها؟

ـ مختصري كار مطبوعاتي د‌ارم و البته بيشتر مطالعه مي‌كنم.

* پس خانه‌نشين نشد‌ه‌ايد‌؟

ـ هم آره، هم نه؛ د‌ست خود‌مان است. اگر هم خانه‌نشيني كنم، باعث د‌لگيري‌ام نيست.

* از حضورتان د‌ر د‌فاع مقد‌س بگوييد‌، به عنوان اولين خبرنگار زن د‌ر جنگ؟

ـ قبل از د‌فاع مقد‌س بود‌. از د‌رگيري‌هاي كرد‌ستان د‌ر سال 1358 پيوستم به نيروهاي مد‌افع. آن وقت‌ها خبرنگار روزنامه‌اي بود‌م كه تصميم گرفت بروم از مقاومت و ايستاد‌گي نيروهاي‌مان گزارش بگيرم.

* موقع رفتن يا حضور د‌ر مناطق جنگي با مقاومت‌هايي روبه‌رو نبود‌يد‌؟

ـ مقاومت‌هايي مي‌شد‌ اما مقاومت ما بيشتر از آنها بود‌. البته پشتيباني بعضي‌ها هم د‌ر اين ايستاد‌گي‌ها تاثير د‌اشت. ياد‌ همه‌شان به خير. چمران و وصالي و حاجي بابا و پيچك و... اينها فرماند‌هاني بود‌ند‌ كه برايم حكم عبور د‌ر منطقه را صاد‌ر مي‌كرد‌ند‌.

* اگر يكبار د‌يگر زمان به عقب برگرد‌د‌...‏

ـ فكر مي‌كنم باز هم بروم. البته اوضاع و احوال زند‌گي و روزگار شايد‌ شرايط را عوض كند‌، اما خميرمايه من هماني هست كه بود‌. من به د‌نبال هد‌فم هستم كه د‌ر مسير الهي قرار گرفتن است.‏

‏* آخرين مرتبه‌اي كه د‌ر ارتباط با د‌فاع مقد‌س د‌لتان سوخت...

ـ هميشه د‌لم مي‌سوزد‌ به خاطر مظلوميت‌هايي كه آن روزها به بچه‌ها تحميل مي‌شد‌. شهاد‌ت بچه‌ها به شيوه‌هايي بود‌ كه اصلاً بيان نشد‌ه است. اصلاً مسائل كرد‌ستان قبل از شروع حملات صد‌امي‌ها بيان نشد‌ه است. اين مظلوميت‌ها د‌ر شروع حمله صد‌امي‌ها هم نصيب بچه‌ها مي‌شد‌. ياد‌م هست يك بار كه به انتظار رسيد‌ن فشنگ بود‌يم و خبر رسيد‌ كه فشنگ د‌ر راه است، چه ذوق و شوقي ميان بچه‌ها بود‌؛ اما وقتي همان مقد‌ار اند‌ك هم رسيد‌، د‌يد‌يم همه‌اش گلوله «ام يك» است، د‌ر حالي كه نياز ما به گلوله «ژ3» بود‌. د‌ست خالي بود‌ن بچه‌ها د‌ر آن روزگار، عجب غريبانه بود‌ و شهاد‌ت‌شان غريبانه‌تر.‏

‏* از اين شهاد‌ت‌هاي غريبانه خاطره‌اي هم د‌اريد‌؟

ـ تمامي بچه‌هايي كه از كرد‌ستان و قبل از شروع هجوم صد‌امي‌ها شهيد‌ شد‌ند‌، مظلومانه به شهاد‌ت رسيد‌ند‌. حالا چون د‌لم مي‌خواهد‌ ياد‌ي از شهيد‌ شيرود‌ي هم بشود‌، اجازه بد‌هيد‌ خاطره‌اي از ايشان بگوييم كه همه چيز د‌ارد‌. هم غيرت و مرد‌انگي و هم شهاد‌ت مظلومانه. آن روزها ما د‌ر بيمارستان پاد‌گان ابوذر، سر پل ذهاب مستقر بود‌يم. شيرود‌ي هر روز مي‌آمد‌ آنجا براي اهد‌اي خون. كاد‌ر بيمارستان به ايشان مي‌گفتند‌ كه اين خونها چند‌ان خاصيتي ند‌ارد‌ و بايد‌ فاصله لازم ميان د‌و خونگيري رعايت شود‌، اما ايشان گوشش بد‌هكار اين حرفها نبود‌. ما حتي گاهي «سرم» ند‌اشتيم تا جايگزين خون به بد‌نش تزريق كنيم، ولي او خونش را مي‌د‌اد‌. ياد‌ش به خير. با آن هيكل مرد‌انه‌اش مي‌آمد‌ د‌اخل و مي‌گفت: بانك خون اومد‌ه، خون نمي‌خواهيد‌؟

وقتي هم كه خبر سقوط هلي‌كوپتر و شهاد‌تش را از منطقه د‌اربلوط آورد‌ند‌، چقد‌ر تاسف خورد‌يم. پيكرش را كه آورد‌ند‌ بيمارستان، هيچ تابوتي به اند‌ازه‌اش نبود‌. خيلي غريبانه و مظلوم پيكرش را گذاشتند‌ توي تابوتي كه باز هم گوشه‌اش شكست. يكي از خواهرها هم از حوالي بيمارستان يك گل شقايق چيد‌ و گذاشتيم روي پيكرش توي تابوت.

* مثل شيرود‌ي بود‌ن و رفتن، آد‌م را به آرزوي شهاد‌ت مي‌كشاند‌. شما تا حالا آرزوي شهاد‌ت كرد‌ه‌ايد‌؟

ـ زياد‌. هميشه جزو آرزوهاي هميشگي‌ام بود‌ه و مي‌گويم شايد‌ خوب زند‌گي نمي‌كنم كه شهاد‌ت نصيبم نمي‌شود‌ شهاد‌ت، زيبا رفتن است و چه چيزي بهتر از آن.

* مرد‌ترين مرد‌ جنگ كه شما د‌يد‌يد‌؟ حتي اگر زني باشد‌...

ـ همه آنهايي كه د‌ر متن جنگ حضور د‌اشتند‌ مرد‌ بود‌ند‌، اما «پروانه شماعي زاد‌ه» چيز د‌يگري بود‌.

* كي بود‌ اين پروانه شماعي‌زاد‌ه؟‏

ـ د‌ختري 16 ساله و د‌انش‌آموز، از اهالي سرپل ذهاب. روزهاي ابتد‌ايي تجاوز بعثي‌ها بيشتر مرد‌م كوچ كرد‌ند‌ طرف كرمانشاه. پد‌ر و ماد‌ر همين پروانه هم رفتند‌، اما او ماند‌. هر بار هم كه مي‌آمد‌ند‌ سراغش، نمي‌رفت. اشاره مي‌كرد‌ به ما و به خانواد‌ه‌اش مي‌گفت: اينها از تهران آمد‌ه‌اند‌ كه شهر ما را نگه د‌ارند‌، آن وقت من شهر را خالي كنم؟ ياد‌ش به خير، آن روزها امكانات ند‌اشتيم. يك راد‌يو يك موج د‌اشتيم كه بعضي وقت‌ها توسط پاد‌گان تقويت مي‌شد‌. از جمله ساعت د‌و بعد‌ازظهر كه اخبار سراسري بود‌. وقتي كه اخباري از قضاياي خوزستان و خرمشهر مي‌گفت، پروانه مي‌شنيد‌ و ضجه مي‌زد‌ كه چرا خبري از مظلوميت سرپل ذهاب نيست؟‏

‏* حالا كجاست اين پروانه شماعي زاد‌ه؟

ـ شهيد‌ شد‌! د‌ر بمباران صد‌امي‌ها شهيد‌ شد‌. سال 1366 د‌ر ارد‌وگاه مهاجرين جنگي د‌ر كرمانشاه. متأسفانه مد‌تي قبل كه رفتم سرپل ذهاب، هيچ نامي از او نبود‌. اصلا كسي نمي‌شناختش.

* لحظه لحظه د‌فاع مقد‌س ما ناب است و تاثيرگذار. كد‌ام لحظه‌اش شما را بيشتر تكان د‌اد‌؟

ـ توي د‌رمانگاه شهيد‌ نجمي سرپل ذهاب بود‌ كه خبر رسيد‌ شهر د‌ر محاصره است و د‌ر حال سقوط. آقاي تهراني و د‌يگر آقايان با نگراني اصرار مي‌كرد‌ند‌ زود‌تر سوار ماشين‌ها شويم از شهر برويم بيرون. تانك‌هاي عراقي د‌اشتند‌ وارد‌ شهر مي‌شد‌ند‌. بچه‌هاي ما نتوانسته بود‌ند‌ مجروح بياورند‌؛ چون جاد‌ه‌ هم د‌ست عراقي‌ها بود‌. د‌ر اين اوضاع و احوال ما تصميم گرفتيم د‌رمانگاه را تميز و پاكيزه تحويل عراقي‌ها بد‌هيم. همه جا را تميز كرد‌يم و حتي از توي باغچه‌ها گل هم چيد‌يم و گذاشتيم توي گلد‌ان‌ها، كه ناگهان اولين آمبولانس آن روز وارد‌ شد‌ و خبر رسيد‌ كه بچه‌ها محاصره را شكسته‌اند‌. آن لحظه و آنهايي كه مقاومت كرد‌ند‌ تا سرپل ذهاب سقوط نكند‌ هيچ وقت فراموشم نمي‌شود‌.

* چه احساسي د‌اشتيد‌ آن لحظه‌ها؟!‏

ـ خد‌ا را شكر مي‌كرد‌م كه تن به آسايش زند‌گي شهري ند‌اد‌ه‌ام و د‌ر متن حاد‌ثه‌ام.‏

‏* با آنهايي كه د‌ر متن حاد‌ثه بود‌ند‌ هنوز هم مرتبطيد‌؟

ـ آره، همين نيم ساعت قبل با خانم د‌كتر كيهاني حرف مي‌زد‌م. البته آنهايي كه با بند‌بند‌ جان‌شان د‌ر متن حاد‌ثه بود‌ند‌ اكثرشان فراموش شد‌ه‌اند‌، شما تا حالا نامي از آقاي مصطفوي شنيد‌ه‌ايد‌ كه فرماند‌ه كرد‌ستان بود‌؟ يا د‌ستمال سرخ‌ها، يا خواهرانم فاطمه رسولي، سيما ثقفي، رباب فياضي، شهره روغني، مينو فرد‌ي، هاشمي ماد‌ر د‌و نوجوان، مهين جسري، فخري رحماني، ماد‌ر قد‌سي و؟... اينها لحظه لحظه‌هاي جنگ را رقم زد‌ه‌اند‌.

* اگر د‌ر عرصه فرهنگ يا د‌فاع مقد‌س مسئوليتي د‌اشتيد‌، چه مي‌كرد‌يد‌؟

ـ هرچند‌ د‌فاع ما با جنگ آنها از لحاظ ماهيتي قابل مقايسه نيست، اما د‌ست‌اند‌ركاران را مي‌فرستاد‌م موزه‌هاي جنگ را د‌ر كشورهاي مختلف ببينند‌.

* با آثار مكتوب د‌فاع مقد‌س هم ارتباط د‌اريد‌؟‏

ـ بله، اما تا حالا هيچ كد‌ام نتوانسته‌اند‌ مظلوميت آن روزها را بنويسند‌. با اين همه از قلم آقايان سرهنگي و بهبود‌ي بهره مي‌برم و تكه نوشته‌هاي ناب شهيد‌ آويني.‏

‏* ياد‌گاري كه از آن روزها برايتان ماند‌ه؟

ـ همه‌اش ياد‌گار است، اما انس با حضرت حافظ چيز د‌يگري است. ياد‌ش به خير، سرپل ذهاب كه بود‌يم هر شب برنامه تفأل به حافظ د‌اشتيم و جالب اين كه روز بعد‌ش آنچه را كه از حافظ گرفته بود‌يم تعبير مي‌شد‌.

* و حرف آخرتان؟

ـ ياد‌ي از د‌ستمال سرخ‌ها بكنيم. مد‌افعين د‌لاوري كه فرماند‌ه‌شان اصغر وصالي بود‌ و حماسه‌ها آفريد‌ند‌. از جمله حماسه پاوه را د‌ر كنار شهيد‌ چمران.

* د‌عا بفرماييد‌.

ـ اللهم ارزقني توفيق الشهاد‌ه في سبيلك.‏
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 1391/02/20ساعــت10:38 تــوسط عرشیان |

شجاعت‌هاي زنان ايران- دوست و دشمن را متحيّر كرد

اشاره:در طول هشت سال دفاع قهرمانانه ملت ايران،زنان شجاع و فداكار،دوشادوش مردان به دفاع پرداختند،آنان دست به كارهايي زدند كه هيچ كسي انتظار انجام آن را نداشت؛شجاعت‌هايي را از خود نشان دادند كه همگان را از دوست و دشمن متحيّر كرد.

زنان جنگ ابتدا به خود و سپس به ديگران اثبات كردند كه زن مسلمان صاحب توانايي‌هاي بي‌شماري است كه در صورت تجلّي، معرّف پايگاه و جايگاه زن در اسلام مي‌باشد.از آنجائي كه تاكنون اين نقش آنچنان كه شايسته و بايسته است تبيين نشده و با پـرهيز از تفكّر تفكيكي نسبت به نقش زنان از مردان در دفاع مقدّس،در اين نوشتار به اين موضوع مي‌پردازيم.

 

تأثير حضور زنان در اين دوره را در چند بُعد مي‌توان بازشناسي و مطالعه كرد:

 

‌1-حضور مستقيم زنان در جبهه‌هاي جنگ به شكل دفاع نظامي و امدادرساني:

با شروع جنگ،تعدادي از زنان و دختران در مناطق مرزي غرب و جنوب كشور اسلحه به دست گرفته و به دفاع پرداختند. در اين زمان مخالفت‌هايي با حضور زنان در جبهه‌ها وجود داشت و هنوز همه افراد قادر به پذيرش حضور آنان نبودند.در ذهن اشخاص،دفاع نظامي امري مردانه بود و زنان حق ورود به اين عرصه را نداشتند.دختران جوان كه دفاع را به عنوان يك انسان،حق طبيعي خود مي‌دانستند بايد براي اثبات اين حق از سويي با دشمن مبارزه و از سويي ديگر دوستان را قانع مي‌كردند.

مخالفت بـا حضور مستقيم زنـان در جبهه دلايلي داشت؛يكي از اين دلايل تـرس از اسارت زنان به دست دشمن بود.

 

«مريم امجدي»از زنان مبارز جنگ،در كتاب پوتين‌هاي مريم چنين مي‌گويد: عراقي‌ها تا كوي طالقاني رسيده بودند؛سر كوچه سنگربندي بود؛توي كوچه‌ها دولا دولا مي‌رفتيم؛هر كس پشت و بالاي سر نفر جلويي رگبار مي‌بست تا عراقي‌ها نتوانند او را بزنند؛همين طور كوچه به كوچه و سنگر به سنگر مي‌رفتيم، توي يكي از كوچه‌ها يكي از مسئولين را ديدم تا مرا ديد داد زد:«در اين جا چه مي‌خواهي؟ براي چه اين جا اومدي؟ برگرد عقب»، گفتم:«براي همون كاري اومدم كه شما اومدين»گفت: «لازم نكرده مگر نمي‌بيني عراقي‌ها تا كجا اومدن» گفتم: «خوب، اومدم بجنگم، اسلحه دارم سرخود كه نيومدم. بـا گروه ابوذر اومدم با همونا هم بر مي‌گردم.» سراغ بچّه‌هاي گروه ابوذر رفت و سرشان داد زد: «چرا اين خواهرها رو با خودتون آوردين؟ نمي‌ترسين اسير بشن؟».

نمونه‌هاي مشابه ديگر مخالفت‌ها با حضور مستقيم زنان در جبهه را در خاطرات زنان رزمنده مي‌توان يافت. (‌2) خانم «مينا كمايي» در كتاب «دختران باغ OPD» خاطره‌اي از سيلي محكم برادرش نقل مي‌كند كه قصد داشت به اجبار او را از شهر جنگي خارج نمايد.

دختران جنگ با شجاعت در جبهه ماندند و جنگيدند تا آنجائي كه اطرافيان دور و نزديك را وادار به پذيرش حضور خود كردند. بسياري از اين دختران و زنان با ادامه و استمرار جنگ به پرستاري و امدادگري مجروحين مشغول شدند؛ آنان در كنار مداواي جراحت‌ها به تقويت و تشجيع روحية رزمندگان پرداختند.

حضور زنان در درمانگاه‌ها و بيمارستان‌هاي خط و شهرهاي جنگي، عامل مهمي در برانگيختگي رزمندگان بود. ديدن دختران جوان كه به دور از ترس و واهمه از مرگ، معلوليّت و اسارت،در زير بمباران و انفجار توپ و خمپاره به كار امداد مشغول بودند؛ روحية رزمندگان خسته و مجروح را تقويت مي‌كرد تـا جائي كه زمندگان، خود را در بـرابـر آن همه شجاعت شـرمنده و مديون مي‌ديدند.(‌3)

در كتاب خاطرات زنان خرمشهري مي‌خوانيم:

«عراقي‌ها داشتند به پادگان «دژ» نزديك مي‌شدند. سربازها هم فرار كرده بودند، ما از مسجد جامع داوطلب شديم تا به پادگان «دژ برويم و اسلحه‌هاي پادگان را به مسجد بياوريم؛ دويست متري كه به سمت پادگان مي‌رفتيم چند تا از سربازها و مردها ما را از وانت پياده كردند و خودشان به پادگان «دژ» رفتند.

‌2-حضور زنان در پشتيباني و خدمات رساني جنگ:

بسياري از زنان به لحاظ موقعيّت خانوادگي و اجتماعي امكان اعزام به جبهه را نداشتند. آنان كه آرزومند حضور در جبهه و خدمت در صف رزمندگان بودند در شهرهاي خود به شكل خودجوش و مردمي در مساجد و مدارس و حسينيه‌ها فعاليت‌هاي پشتيباني جنگ را انجام مي‌دادند.

ارسال بسته‌هاي مواد غذايي از آجيل و شيريني و غيره همراه با نوشته‌ها و نامه‌هاي زيبا و دلگرم كننده، ارسال لباس و پوشاك و وسايل مورد نياز جبهه‌ها، ارسال پيام‌ها از طريق راديو و تلويزيون، فرستادن طومارهاي حمايتي، همه حاصل تلاش زنان در پشت جبهه بود. صحنة ‌كمك يك پيرزن روستايي كه در حال اهداء تنها چند عدد تخم مرغ به جبهه بود، اوج اخلاص و ايثارگري را به نمايش گذاشت.

نكته حائز اهميت در پشتيباني زنان از جبهه تنّوع و گوناگوني خدمات پشتيباني در سال‌هاي دفـاع مقدس مي‌باشد. گويي در پس اين حركت، نوعي خلاقيّت و ابتكار زنانه بود كـه هر روز نمودي زيبا و جديد از خود را به نمايش مي‌گذاشت.

‌3-زنان عامل استحكام خانواده در هشت سال دفاع مقدس،مشوّقان اصلي مردان در اعزام به جبهه

در سال‌هاي جنگ با اعزام بسياري از مردان به جبهه عملاً مسئوليّت حفظ خانواده بر عهده زنان گذاشته شد. تأمين مايحتاج ضروري خانواده و حفظ امنيّت و تربيت فرزندان، در گيرودار حوادث جنگ و در آن وضعيت فوق‌العاده و غيرعادي، بسيار دشوار و طاقت فرسا بود.

وحشت و اضطراب ناشي از حملات هوايي و موشكباران دشمن، نگراني از حال همسران در جبهه، جوّ ناامن سالهاي ترور، كمبود كالاهاي اساسي و ضروري از جمله مشكلاتي بود كه زنان با آن روبرو بودند.

آنان ضمن مقابله با اين مشكلات، با صبر و بردباري به تقويت روحيه همسران و فرزندان خود پرداخته و با سلام و صلوات در ميان هلهله و اشك و لبخند رزمندگان را به سوي جبهه‌ها روانه مي‌كردند. خاطرة بدرقه‌هاي باشكوه رزمندگان در ميان بوي خوش عطر و گلاب و اسپند كه در نوع خود مانوري اجتماعي و ملّي است؛ از خاطرات ماندگار و فراموش نشدني هشت سال دفاع مقدس مي‌باشد.

در همين راستا بررسي زندگي خانواده‌هاي شهدا بالاخص خانواده‌هاي چند شهيدي، روايت ايثار و فداكاري زناني است كه هر چند خود در جبهه حضور مستقيم نداشتند؛ اما جوانان خود را به گونه‌اي تربيت كردند كه آنان با انگيزه و آماده به جبهه‌ها رفته و مي‌جنگيدند.

درك عظمت و بزرگي نقش اين زنان در حمايت از جبهه‌ها و پيروزي رزمندگان كار ساده‌اي نيست.

انديشه و ايمان مـادران شهيد در تكليف گرايي و آرمان خواهي، آنان را بـه سويي مي‌برد كه حاضر به از خود گذشتگي شدند و در مقابل مهر مادري و خواسته‌هاي دروني خود ايستادند و براي نجات كشور اصلي‌ترين سرمايه زندگي خود را هديه كردند.

 

زندگي سرداران و فرماندهان شهيد و رزمندگان غيور هم سرشار از ايثار و از خودگذشتگي همسران جواني است كه آسايش و امنيّت ملّي را بر خانه و خانواده خود ترجيح دادند. آنان از آغاز زندگي مشترك همواره در حسرت ديدار همسران خود روزشماري مي‌كردند. لحظات خـود را بـا ترس و اضطراب از دست دادن همسران جوان مي‌گذراندند؛ اما هيچگاه جملة نامبارك «به جبهه نرو» را بـر زبان نمي‌آوردند. با وجود همة ناملايمات با چهره‌اي گشاده و دستاني مهربان همسران خود را به سوي جبهه روانه مي‌كردند و مشكلات به جا مانده را به تنهايي بر دوش مي‌كشيدند.

همسر سردار شهيد «همّت» چنين نقل مي‌كند:«زمستان بود كه حاجي براي عملياتي به جنوب رفت، من سخت مريض بودم، دلم آرام نمي‌گرفت، به نيت اينكه او سالم برگردد سه روز روزه گرفتم.»

همسر شهيد«دقايقي» دربـارة زندگيش چنين مي‌گويد: «كـم خانه آمدنش را هيچ به حساب بي‌توجهي‌اش بـه زن و بچه‌اش نمي‌گذاشتم. بي‌انصافي مي‌دانستم كه بگويم در زندگي كم مي‌گذارد. او در كنار من بود تا خوب زندگي كردن را به من ياد بدهد. با او اين احساس را داشتم كه براي هدفي شريف زندگي مي‌كنم.»

همسران رزمندگان،با قناعت و ساده زيستي و همراهي و همدلي با همسرانشان آنان را براي نبرد آماده مي‌كردند و در ثواب جهاد آنان سهم به سزايي داشتند.

موضوع نقش و حضور زنان در دفاع مقدس داراي ابعاد متفاوتي است كه تاكنون به اندكي از آن پرداخته شده است و همين اندك نيز با تأخيري چند ساله پس از جنگ مورد بررسي قرار گرفت. اگر زنان نقش آفرين مهر سكوت را پس از سال‌ها نمي‌شكستند امروز تنها شاهد روايت مردانه از جنگ بوديم.اما بايد دانست كه آنچه گفته شد در برابر آنچه انجام شده قطره‌اي از درياست.بايد گذشت زمان را احساس كرد و فرصت‌ها را مغتنم شمرد و بيش از گذشته به بررسي و تحليل ابعاد و زواياي اين حركت ديني ملّي و تاريخي پرداخت.

+ نوشته شـــده در دوشنبه 1389/06/22ساعــت10:4 تــوسط عرشیان |

 

شجاعت زنان گيلانغرب Photo: Mehdi Monem عکس: مهدی منعمدر دوران دفاع مقدس

Photo: Mehdi Monem عکس: مهدی منعم

(تندیس خانم حیدرپور در پارک شیرین کرمانشاه)

خانم فرنگیس حيدرپور كه در حال حاضر در روستاي گور سفيد شهرستان گيلانغرب ساكن است و اكنون به ميانسالي رسيده است مي گويد، برادرش در جبهه تاجیک نزدیک قصر شیرین و۸ تن دیگر از اقوامش در یک جیپ شهباز به شهادت رسیده‌اند. پس از اشغال قصرشيرين توسط نيروهاي عراقي در اوايل مهر ماه سال 59 مزدوران عراقي به سمت گيلانغرب كه در 50 كيلومتري جنوب اين شهر قرار دارد هجوم آوردند.
با اشغال روستاي گور سفيد، من به همراه پدرم و ديگر اهالي بناچار به طرف ارتفاعات جنوب روستا و در حوالي روستاي آوزين پناه برديم.
 عراقی‌ها وارد روستای " اوازین" شهرستان گـــیــــلــــانـــــغـــــرب شده اند. او متوجه صحبت‌های دو نفر که به عربی حرف می زنند می شود.تنها وسیله دفاعی  ٬ یک تبر است.
زن جوان با تبر به عراقی‌ها حمله می کند٬ یک نفر را در جا می کشد.نفر دوم را زخمی می کند و با همه تجهیزاتش به اسارت می‌گیرد.

آری...

این شیر زنان مادران ما هستند.

+ نوشته شـــده در سه شنبه 1389/02/21ساعــت13:11 تــوسط عرشیان |

از مشارکت‌ سیاسی‌ اجتماعی زنان‌ معاصر ایران‌ و از حضور آنان‌ در دفاع‌ از کشور، زیاده‌ سخن‌ گفته‌ اممی‌شود ا کمتر،مصداقی‌ از آن‌ ارائه‌ می‌شود.

 

حوادث‌ پس‌ از پیروزی‌انقلاب‌ اسلامی‌ و به‌ ویژه‌ دفاع‌ مقدس‌ نیز از این‌ قاعده‌ مستثنی‌ نیست.آیا سخن‌ از مشارکت‌ زنان‌ بسیجی‌ ،یک‌ تعارف‌ سیاسی‌ است؟اگر تعارف‌ نیست‌ مصداق‌های‌ آن‌ چیست؟ مقاله‌ حاضر می‌کوشد گوشه‌ ای‌ از فعالیت‌های‌ همه‌ جانبه‌ زنان‌ بسیجی‌ را در دفاع‌ مقدس‌ به‌ مثابه‌ یکی‌ از مهم‌ ترین‌ وقایع‌ این‌ مرز و بوم، به‌ تصویر بکشد.

مقدمه‌
در متون‌ تاریخی، اغلب‌ از نقش‌ حرمسرایی‌ زنان‌ درباری‌ و از تأ ثیر زنان‌ غرب‌ و شرق‌ زده‌ یا به‌ اصطلاح‌ روشنفکر بر تحولات‌ اجتماعی‌ سخن‌ به‌ میان‌ آمده، ولی‌ زنانی‌ که‌ در حادثه‌ گریبایدف‌ ، جنبش‌ تنباکو ،نهضت‌ مشروطه‌ ، کشف‌ حجاب‌ ، قیام‌ 30 تیر 1331 و ... مشارکت‌ داشته‌ اند ،توده‌ زنان‌ مسلمانی‌ بوده‌ اند که‌ گوش‌ به‌ فرمان‌ مراجع‌ تقلید و به‌ منظور انجام‌ تکلیف‌ شرعی‌ و الهی‌ پا به‌ میدان‌ مبارزه‌ گذاشتند. از دهه‌ 1340 تا پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ،این‌ زنان‌ حضور گسترده‌ تر و مستمرتری‌ از خود نشان‌ دادند ، علت‌ آن‌ ، اولا : خودباوری‌ بیشتری‌ بوده‌ که‌ امام‌ خمینی‌ )ره( در زنان‌ پدید آورد.ثانیا: لبیک‌ آنان‌ به‌ دعوت‌ امام‌ برای‌ حضور سیاسی‌ اجتماعی‌ بوده‌ است.
پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی، زنان‌ هنوز نیاسوده‌ و خستگی‌ یک‌ مبارزه‌ طولانی‌ علیه‌ رژیم‌ پهلوی‌ را از تن‌ بیرون‌ نکرده‌ بودند که‌ بار دیگر بر خود تکلیف‌ دیدند برای‌ دفاع‌ از انقلاب، به‌ ایفای‌ نقش‌های‌ تازه‌تر و مؤ‌ثرتر در عرصه‌های‌ جدیدتر بپردازند، از این‌ رو، شرکت‌ در بحران‌هایی‌ که‌ در گوشه‌ و کنار کشور،بویژه‌ در کردستان‌ و بر پا شد، را جزء وظیفه‌ خود دانستند، ولی‌ آنچه‌ بعد از حدود 1/ 5 سال‌ پس‌ از پیروزی، زنان‌ را به‌ کمک‌ و مساعدت‌ بیشتر طلبید، دفاع‌ مقدس‌ است‌ که‌ هشت‌ سال‌ نظاره‌گر رشادت‌های‌ زنان‌ و مردان‌ این‌ مرز و بوم‌ بود،بنابراین،و به‌ علت‌ گستردگی‌ فداکاری‌ زنان‌ در عرصه‌ دفاع‌ مقدس، احصأ همه‌ آن‌ ایثارگری‌ها ممکن‌ نیست، و در هر نوشته‌ای‌ و در این‌ نوشته‌ تنها می‌توان‌ به‌ بخش‌ کوچکی‌ از آن‌ اشاره‌ کرد:

نقش‌ رزمی‌
اولین‌ مسئولیتی‌ که‌ زنان‌ در دفاع‌ مقدس،به‌ صورت‌ خود خوش‌ و همپای‌ مردان‌ بر عهده‌ گرفتند، جنگیدن‌ با دشمن‌ بعثی‌ در جنوب‌ و مزدوران‌ داخلی‌ در کردستان‌ بود، حتی‌ آنان، کوکتل‌ مولوتف‌ ساختند، تا به‌ جنگ‌ تانک‌های‌ عراقی‌ بروند که‌ قصد داشتند از مرز شلمچه‌ بگذرند.البته‌ تهیه‌ و به‌ کار بردن‌ کوکتل‌ مولوتف، ابتدایی‌ترین‌ کار رزمی‌ خواهران‌ و زنان‌ به‌ شمار می‌آمد، بعدها آن‌ها خود را به‌ سلاح‌ مجهز کردند تا مردانه‌ با دشمن‌ بجنگند،از جمله:
در قبرستان‌ خرمشهر زن‌ 65 ساله‌ای‌ را دیدم‌ که‌ تفنگ‌ ام‌یک‌ بر دوش‌ داشت. گفتم: مادر چه‌ می‌کنی؟گفت:پسر و دخترم‌ آنقدر جنگیدند تا شهید شدند و این‌جا خفته‌اند. می‌روم‌ راه‌شان‌ را ادامه‌ دهم. هر چه‌ او را منع‌ کردم، نپذیرفت‌ و گفت: باید از دینم‌ دفاع‌ کنم. این‌ تنها وظیفه‌ شما پسرانم‌ نیست، بلکه‌ وظیفه‌ من‌ هم‌ هست. جنگید و سرانجام‌ با ترکش‌ خمپاره‌ شهید شد.(1)"
زنان‌ رزمنده‌ در خرمشهر، کارهای‌ دیگری‌ را نیز بر عهده‌ داشتند که‌ مراقبت‌ از تسلیحات، تسلیح‌ رزمندگان، نگهبانی‌ از پیکر شهدأ، توزیع‌ سلاح‌ بین‌ رزمندگان‌ از آن‌ جمله‌ بوده‌ است. در جبهه‌های‌ دیگر هم‌ وضع‌ به‌ همین‌ صورت‌ بود. مثلاً:
- در گیلان‌غرب، یک‌ زن،چند سرباز عراقی‌ و در شادگان، چهار شیر زن، هشت‌ سرباز بعثی‌ را به‌ اسارت‌ در آورند.
- خانم‌ فاطمه‌ نواب‌ صفوی، به‌ همراه‌ گروه‌ چریکی‌ شهید چمران‌ و در ناحیه‌ سوسنگرد، اسلحه‌ به‌ دست‌ گرفت‌ و جنگید.
- یک‌ زن‌ سوسنگردی‌ با آرد مسموم‌ نان‌ پخت‌ و با آن‌ تعدادی‌ از عراقی‌ها را از پای‌ در آورد.
- و باز در این‌ شهر مادر شهید الحانی، یازده‌ سرباز عراقی‌ را به‌ خانه‌اش‌ دعوت‌ می‌کند، به‌ آن‌ها غذا می‌دهد، و زمانی‌ که‌ آن‌ها به‌ استراحت‌ پرداختند و به‌ خواب‌ رفتند، در اتاق‌ را قفل‌ می‌کند و بسیجی‌ها را با خبر می‌سازد، و خود او هم‌ با چوب‌دستی‌ به‌ جان‌ بعثی‌ها افتاد. داستان‌ این‌ زن‌ شجاع‌ را مقام‌ معظم‌ رهبری،این‌گونه‌ نقل‌ کرده‌ است:
به‌ خاطر دارم‌ در سوسنگرد خانم‌ عرب‌ مُسنی‌ زندگی‌ می‌کرد که‌ همسرش‌ نابینا بود. ایشان‌ با وجود این‌ که‌ چهل‌ پنچاه‌ سال‌ داشت، خیلی‌ شجاعانه‌ و در حقیقت‌ مردوار از شهر دفاع‌ می‌کرد. معروف‌ بود که‌ با چوب‌دستی، چند سرباز عراقی‌ راه‌ انداخته‌ است.(2)"
صحنه‌های‌ رزم‌ زنان،اگرچه‌ اندک‌ بود، ولی‌ اولاً، تا پایان‌ دفاع‌ مقدس‌ کم‌ و بیش‌ ادامه‌ یافت، و ثانیاً، تأثیر عمیقی‌ بر روحیه‌ رزمندگان‌ داشت.به‌ علاوه، زنان‌ نقش‌های‌ اطلاعات‌ رزمی‌ فراوانی‌ را انجام‌ دادند.خانم‌ حورسی‌ از مدافعان‌ خرمشهر در این‌ باره‌ می‌گوید:" ما از آن‌ لحظه‌ای‌ که‌ به‌ نیروهای‌ شناسایی‌ ملحق‌ شدیم، کار شناسایی‌ دشمن، خنثی‌کردن‌ بمب، شناسایی‌ ضدانقلاب‌ و پیدا کردن‌ رد پای‌ آن‌ها در شهر و روستاها را دنبال‌ کردیم.(3)" نوع‌ دیگری‌ از کار اطلاعاتی‌ و امنیتی‌ را خواهران‌ بسیجی‌ انجام‌ می‌دادند،مثلا آن‌ها در لباس‌ امدادگر و پرستار به‌ شناسایی‌ منافقینی‌ دست‌ می‌زدند که‌ به‌ صورت‌ ناشناس‌ به‌ بیمارستان‌ها سر می‌زدند،تا به‌ تعداد شهدأ و مجروحان‌ جنگ‌ و...دست‌ پیدا کنند، و آن‌ را در اختیار عراق‌ قرار دهند.

حمایت‌ عاطفی‌
درجنگ، نقش‌ پشتیبانی‌ روانی‌ و عاطفی‌ جنگجویان‌ را به‌ زنان‌ واگذار شد تا با روحیه‌ دادن‌ به‌ سربازان، جنگ‌ با موفقیت‌ به‌ پایان‌ برسد.در جنگ‌ تحمیلی‌ نیز،زنان‌ ایرانی، خودجوش‌ وظیفه‌ حمایت‌ روحی‌ از رزمندگان‌ را به‌ دوش‌ گرفتند، و آن‌گونه‌ که‌ امام‌ خمینی‌ )ره( هم‌ فرمودند:" به‌ موجب‌ عواطفی‌ که‌ بانوان‌ ابراز کردند، برای‌ جبهه، کارهای‌ بسیار مفیدی‌ را انجام‌ دادند.(4)"
از این‌ رو، دفاع‌ مقدس، نمونه‌های‌ بی‌شمار و در عین‌ حال، کم‌نظیری‌ از پشتیبانی‌های‌ معنوی‌ خانم‌های‌ ایرانی‌ را به‌ ثبت‌ رسانده‌ است، مانند:
- در گیلان‌ غرب، فرمانده‌ یک‌ گردان‌ رزمی‌ با دیدن‌ رشادت‌های‌ یک‌ زن‌ روستایی، از عقب‌ نشینی‌ منصرف‌ می‌شود و نیروهای‌ خود را علی‌رغم‌ فرمان‌ بنی‌صدر، به‌ شهر باز می‌گرداند.
- فهیمه‌ بابائیان‌ پس‌ از شهادت‌ همسر اولش، چنان‌ بر همسر دوم‌ خود تأثیر روحی‌ می‌گذارد که‌ همسرش‌ به‌ جبهه‌ می‌رود.
- یک‌ مادر تهرانی، وقتی‌ تزلزلی‌ در فرزند رزمنده‌اش‌ می‌بیند،به‌ سومار می‌رود و به‌ فرزندش‌ می‌گوید: اگر از جبهه‌ برگردی،شیرم‌ را حلالت‌ نمی‌کنم.
- رزمنده‌ای‌ می‌گفت: خواهرم‌ به‌ من‌ آموخت‌ که‌ چگونه‌ می‌توانم‌ به‌ تنهایی‌ یک‌ لشکر باشم.
- مادر همسرم‌ به‌ من‌ خبر داد: اگر تو به‌ جبهه‌ بروی، من‌ بچه‌هایت‌ را نگه‌ می‌دارم‌ و افتخار کن‌ که‌ در این‌ زمان‌ به‌ سربازی‌ می‌روی.
- مادری‌ خطاب‌ به‌ فرزندش‌ می‌نویسد: علی‌ جان‌ می‌دانی‌ چقدر دوستت‌ دارم،اما صلاح‌ می‌دانم‌ پس‌ از مراسم‌ چهلم‌ برادرت، به‌ جبهه‌ برگردی.
- خانمی‌ وضع‌ جانبازی‌ مرا دید و پذیرفت‌ به‌ همسری‌ من‌ در آید و سختی‌های‌ زندگی‌ با یک‌ جانباز را به‌ جان‌ و دل‌ خرید.
- تشویق‌ها و طرز تفکر همسرم‌ باعث‌ شد، فشارهایی‌ که‌ به‌ واسطه‌ نبودن‌ دست‌ و پا، بر من‌ وارد می‌شود را به‌ خوبی‌ تحمل‌ کنم.(5)
بخشی‌ از حمایت‌های‌ عاطفی‌ و معنوی‌ بانوان‌ از طریق‌ شعر و از سوی‌ شاعران‌ زن‌ ابراز شده‌ و این‌ اشعار،بر حضور بیشتر رزمندگان‌ در جبهه‌ها تأثیر گذاشته‌ است:

سپیده‌ کاشانی‌
کجا می‌توانی‌ ز قلبم‌ ربایی‌
تو عشق‌ من‌ و میهن‌ من‌

طاهره‌ صفارزاده‌
در سرزمین‌ آسمانی‌ جبهه‌
کسی‌ به‌ خویش‌ نمی‌اندیشد

سیمین‌دخت‌ وحیدی‌
بیا که‌ خصم‌ ز بدن‌ را به‌ خاک‌ بنشانیم‌
به‌ کوی‌ دوست‌ بشتابیم‌ و سر بیفشانیم‌

صدیقه‌ وسمقی‌
وسوسنگرد تنها بود غروب‌ گرم‌ در سبحانیه‌ دیدم‌ که‌ نخلستان‌ سرود رزم‌ برلب‌داشت‌

شهلا آهنج‌
باز می‌خواند مرا تا آسمان‌
لیک‌ من‌ بنشسته‌ام‌ خاموش‌ و سرد(6)

ستادهای‌ پشتیبانی‌
جلوه‌های‌ دیگر همراهی‌ خواهران‌ و همسران‌ و مادران‌ مسلمان‌ ایرانی‌ را باید در تهیه‌ و تدارک‌ اجناس‌ و اقلام‌ مورد نیاز رزمندگان‌ و سربازان‌ دید. زنان‌ در حمایت‌ مادی‌ و لجستیکی‌ از جبهه‌های‌ جنوب‌ و غرب، از جان‌ و مال‌ خود مایه‌ گذاشتند و صحنه‌ به‌ یاد ماندنی‌ و فراموش‌ نشدنی‌ فراوانی‌ را خلق‌ کردند. آن‌ها برای‌ رزمندگان‌ شال‌ و کلاه‌ بافتند، برای‌ سربازان‌ لباس‌ و ملحفه‌ دوختند و برای‌ سربازان‌ غذای‌ گرم‌ پختند.به‌ علاوه:
- زهرا محمدی،از 25 گوسفند نذری،کله‌پاچه‌ درست‌ می‌کند،و آن‌ را از اهواز به‌ خط‌ مقدم‌ می‌برد تا صبحانه‌ای‌ برای‌ رزمندگان‌ شود.
- خانم‌ خاکباز به‌ همراه‌ یک‌ گروه‌ از خواهران‌ به‌ جبهه‌ می‌روند، در شب‌ عید نوروز برای‌ رزمندگان‌ سبزی‌ پلو و ماهی‌ تدارک‌ می‌بینند.
- بیشتر فعالیت‌های‌ آشپزخانه‌ شهید چمران‌ که‌ روزانه‌ پنجاه‌ هزار نفر را غذا می‌داد، از سوی‌ بانوان‌ انجام‌ می‌شد.
- خواهران‌ مستقر در انبار شهید علم‌ الهدی‌ اهواز، کار بازسازی‌ چادر صحرایی، سلاح‌ سبک، کیسه‌ خواب‌ و چراغ‌ گرم‌ کننده‌ را انجام‌ می‌دادند. حاجیه‌ خانم‌ علم‌ الهدی‌ کاروان‌های‌ حضرت‌ زینب‌ )ع( را به‌ راه‌ انداخته‌ بود که‌ خانم‌ها را جهت‌ دیدار از جنگ‌زدگان‌ و خانواده‌های‌ شهدا حرکت‌ می‌داد.
- مادر شهید مجید و سعید کاشانی، به‌ مدت‌ هشت‌ سال‌ در پایگاه‌ ام‌الشهدای‌ کاشان‌ کمک‌های‌ مردمی‌ را جمع‌آوری‌ و به‌ جبهه‌ ارسال‌ می‌کرد. ستاد بیت‌ الزهرا)ع( پایه‌گذار ایستگاه‌های‌ صلواتی‌ بود،در این‌ ستاد،از پیرزن‌ 65 ساله‌ تا دختر 18 ساله‌ فعالیت‌ می‌کردند.
- خانم‌ فاطمه‌ زارعی‌ 60 ساله، در زمان‌ عملیات، 24 ساعته‌ در پشت‌ جبهه‌ یکسره‌ نان‌ می‌پخت‌ و فقط‌ جهت‌ انجام‌ فرایض‌ دست‌ از کار می‌کشید.(7)
زنان‌ در طول‌ جنگ‌ تحمیلی)دفاع‌ مقدس( در مساجد، منازل، مدارس‌ و هر مکان‌ دیگری‌ که‌ امکان‌ تأسیس‌ یک‌ هسته‌ و مرکز پشتیبانی‌ وجود داشت، به‌ جمع‌آوری‌ کمک‌های‌ مردمی، بسته‌بندی، ارسال‌ آن‌ و نیز، ارائه‌ سایر خدمات، پرداختند.این‌ کوشش‌ها و تلاش‌ها، آن‌ قدر ارزشمند و سرنوشت‌ ساز بود که‌ امام‌ خمینی‌ )ره( با سخنانی‌ ساده‌ ولی‌ الهام‌ یافته‌ از معنویت، این‌گونه‌ از آنان‌ تشکر می‌کند:
«وقتی‌ که‌ در تلویزیون‌ این‌ بانوان‌ محترم‌ را می‌بینم‌ که‌ به‌ همراهی‌ و پشتیبانی‌ کردن‌ از لشکر و قوای‌ مسلح‌ اشتغال‌ دارند، ارزشی‌ برای‌ آن‌ها در دلم‌ احساس‌ می‌کنم‌ که‌ برای‌ کس‌ دیگری‌ نمی‌توانم‌ این‌ طور ارزش‌ قائل‌ شوم.آن‌ها کارهایی‌ که‌ می‌کنند، دنبالش‌ توقع‌ مقامی‌ یا اشتغال‌ پستی‌ یا چیزی‌ که‌ از مردم‌ خواهش‌ کنند نیست، بلکه‌ سربازان‌ گمنامی‌ هستند که‌ باید گفت‌ در جبهه‌ها مشغول‌ جهاد هستند.این‌ یک‌ هدیه‌ الهی‌ است،ما باید قدر این‌ نعمت‌ را بدانیم‌ و به‌ این‌ بانوان‌ و بچه‌های‌ پشت‌ جبهه‌ و آن‌ها که‌ در شهرهای‌ نیمه‌ مخروبه‌ حاضرند، اقتدا کنیم، ما باید از این‌ها اخلاق‌ اسلامی، ایمان‌ و توجه‌ به‌ خدا را یاد بگیریم، ما باید به‌ این‌ قشرها که‌ بی‌توقع‌ به‌ کشور و به‌ همه‌ شما خدمت‌ می‌کنند، اقتدا کنیم‌ و خودمان‌ را اصلاح‌ کنیم.(8)"

امداد و درمان‌
از شلیک‌ اولین‌ گلوله‌های‌ دشمن‌ و شهید و مجروح‌ شدن‌ تعدادی‌ از مردم‌ و رزمندگان، زنان‌ مسلمان‌ دل‌سوز این‌ آب‌ و خاک،دریافتند که‌ باید به‌ امداد درمان‌ مجروحان‌ و جانبازان‌ جنگ‌ بپردازند. آن‌ها بدون‌ هیچ‌ چشم‌داشتی‌ تنها به‌ نیت‌ کسب‌ رضایت‌ الهی‌ و اطاعت‌ از مقام‌ ولایت، به‌ جبهه‌ها رفتند،و چه‌ بسا خود مجروح‌ و جانباز شدند،و گاه‌ به‌ خیل‌ شهدای‌ انقلاب‌ پیوستند.اگر زنان‌ داوطلب‌ به‌ مدد و مساعدت‌ جبهه‌ و جنگ‌ نمی‌آمدند،آمار شهدای‌ جنگ‌ فزونی‌ می‌یافت، و اگر مجروحان‌ به‌ موقع‌ مداوا نمی‌شدند، درمان‌ بعدی‌ آن‌ها، هزینه‌ سنگینی‌ را بر بیت‌المال‌ تحمیل‌ می‌کرد. خانواده‌ها و رزمنده‌ها با مشاهده‌ توجه‌ به‌ امداد و درمان‌ مجروحان‌ جنگی، اشتیاق‌ بیشتری‌ برای‌ ادامه‌ حضور داوطلبانه‌ در جبهه‌ احساس‌ می‌نمودند. هم‌ اینک‌ نیز، بیان‌ نمونه‌ها و جلوه‌های‌ زیبای‌ ایثارگری‌ زنان‌ پرستار، بهیار و امدادگر، موجی‌ از عشق‌ و شوق‌ برای‌ خدمت‌ به‌ مردم‌ پدید می‌آورد:
- مینا کمایی‌ به‌ همراه‌ بیست‌ نفر دیگر، در یک‌ بیمارستان‌ آبادان، امدادگری‌ می‌کردند و شب‌ها هم‌ در خوابگاه‌ بیمارستان‌ می‌خوابیدند.
- خانم‌ میرزایی،وقتی‌ شروع‌ به‌ تمیز کردن‌ پهلوی‌ مجروح‌ می‌کرد، حالش‌ به‌ هم‌ می‌خورد، ولی‌ به‌ خاطر خدا تحمل‌ می‌کرد.
- یک‌ پرستار داوطلب، شب‌ها بچه‌اش‌ را به‌ اتاقی‌ در بیمارستان‌ می‌برد،و لباس‌ها را کپه‌ می‌کرد،و بچه‌اش‌ را روی‌ آن‌ می‌خواباند، آن‌ وقت‌ خود به‌ مداوای‌ مجروحان‌ می‌پرداخت.
- پرستاری‌ دیدم‌ که‌ توالت‌ها را تمیز می‌کرد، اما ذره‌ای‌ از سختی‌ کار گله‌ نمی‌کرد.
- بسیار دیده‌ شده‌ که‌ خانمی‌ پرستارمجروحی‌ شیمیایی‌ بود، و خود مبتلا به‌ عوارض‌ شیمیایی‌ می‌شد،خانم‌ یوسف‌زاده، تنها نمونه‌ای‌ کوچک‌ از زنان‌ پرستاری‌ است‌ که‌ به‌ دلیل‌ آلودگی‌ شیمیایی‌ به‌ شهادت‌ رسید.(9)
کار امدادگری‌ در شهرهای‌ مرزی‌ جنوب‌ و غرب، برای‌ زنان‌ طاقت‌فرسا بود،اما عشق‌ به‌ اسلام‌ و انقلاب، امدادگران‌ پیر و جوان‌ را بر ماندن‌ استوارتر می‌ساخت، تا حدی‌ که‌ بسیاری‌ از آن‌ها بی‌توجه‌ به‌ اصرار خانواده‌هایشان، در خطوط‌ جنگی‌ ماندند تا مرهمی‌ بر زخم‌های‌ دلیر مردان‌ رزم‌ و جنگ‌ باشند.بعضی‌ از آنان، حتی‌ آموزش‌ کلاسیک‌ پرستاری‌ را ندیده‌ بودند، ولی‌ به‌ سرعت‌ آموزش‌های‌ تجربی‌ را جایگزین‌ آن‌ کردند،و چنان‌ این‌ آموزش‌ها را با عشق‌ به‌ خدا عجین‌ نمودند که‌ توانستند، هم‌ پرستار جسم‌ و هم‌ پرستار روح‌ و روان‌ رزمندگان‌ گردند.

جهاد مالی‌
توده‌ زنان‌ مسلمان،علاوه‌ بر حضور مستقیم‌ در دفاع‌ مقدس،به‌ انواع‌ حمایت‌ها در پشتیبانی‌ از رزمندگان‌ دست‌ زدند که‌ یکی‌ از آن‌ها مشارکت‌ در کمک‌ مالی‌ به‌ جبهه‌های‌ جنگ‌ بوده‌ است.در واقع‌ در دوران‌ دفاع‌ مقدس‌ شاهد اوج‌ ایثارگری‌ مالی‌ زنان‌ بودیم‌ که‌ امام‌ بارها به‌ آن‌ اشاره‌ کرده‌اند،از جمله:
«ما هر روز شاهد زنانی‌ هستیم‌ که‌ ماحصل‌ عمرشان‌ یک‌ سکه‌ طلا را می‌آورند و در راه‌ خدا و جنگ‌ انفاق‌ می‌کنند...آن‌ پیرزن‌ها که‌ در طول‌ عمرشان‌ تهیه‌ کردند،حالا می‌آیند برای‌ اسلام‌ می‌دهند.»(10)
یک‌ نشریه‌ خارجی‌ به‌ مسأله‌ جهاد مالی‌ زنان‌ ایرانی‌ به‌ جبهه‌های‌ جنگ‌ می‌پردازد و آن‌ را با کمک‌های‌ مالی‌ زنان‌ عراقی‌ مقایسه‌ می‌کند:
«پرزیدنت‌ صدام‌ با آن‌که‌ از جانب‌ کشورهای‌ برادر عرب‌ خود یعنی‌ عربستان‌ و کویت‌ به‌ نحو بزرگ‌منشانه‌ای‌ از نظر مالی‌ حمایت‌ می‌شود)با این‌ وصف‌ (در 1982 صلاح‌دید تا از خانم‌های‌ کشورش‌ بخواهد تا زیورآلات‌ خود را به‌ جبهه‌ها هدیه‌ کنند.تهران‌ رقیب‌ بزرگ‌ جنگی‌ بغداد نیاز به‌ چنین‌ اقداماتی‌ نداشت،زیرا در ایران‌ به‌ وضوح‌ انگیزه‌ پاداش‌ الهی‌ و اطمینان‌ از این‌که‌ آن‌ها قربانی‌ تهاجم‌ شده‌اند، برای‌ این‌ کار کافی‌ بود...لذا در مقایسه‌ با عراق‌ که‌ به‌ دوستان‌ عرب،طرف‌های‌ تجاری‌ و ارسال‌ کنندگان‌ اسلحه‌ حداقل‌ 50 میلیارد بدهکار می‌باشد و باز هم‌ به‌ وسیله‌ پول‌ سلاطین‌ نفتی‌ عرب‌ تغذیه‌ می‌شود،ولی‌ تهران‌ تاکنون‌ حساب‌ و کتابش‌ با هم‌ می‌خواند.»(11)
آمار دقیقی‌ از کمک‌های‌ زنان‌ ثروتمند عراقی‌ به‌ رژیم‌ صدام‌ در دوره‌ جنگ‌ در دست‌ نیست‌ ولی‌ این‌ کمک‌ها به‌ اندازه‌ای‌ نبوده‌ که‌ رژیم‌ عراق‌ را وادارد از آن‌ تقدیر نماید، در عوض،گاه‌ شاهد بوده‌ایم‌ که‌ زنان‌ عراقی‌ به‌ جای‌ کمک‌ به‌ سربازان‌ عراقی‌ کمک‌ مالی‌ خود را به‌ ایران‌ داده‌اند تا به‌ مصرف‌ رزمندگان‌ ایرانی‌ برسد،گاه‌ این‌ کمک‌ها به‌ اندازه‌ای‌ بود که‌ تقدیر امام‌ خمینی)ره( را به‌ دنبال‌ داشت،که‌ تقدیر 28 آذر 1366 یکی‌ از آن‌هاست:
«مبلغ‌ بسیار ارزنده‌ای‌ که‌ خانم‌های‌ معظم‌ عراقی‌ که‌ خداوند به‌ آن‌ها هرچه‌ بیشتر توفیق‌ خدمت‌ به‌ اسلام‌ و رزمندگان‌ عزیری‌ که‌ برای‌ رفع‌ شر قدرت‌ها و وابستگان‌ پست‌ آنان‌ جانفشانی‌ می‌کنند،واصل‌ شد.از خداوند تعالی‌ سلامت‌ همه‌ را خواهانم.»(12)

ایثار و فداکاری‌
زنان‌ علاوه‌ بر این‌که‌ فرزندان،همسران،برادران‌ و پدران‌ خود را به‌ مشارکت‌ در دفاع‌ مقدس‌ تشویق‌ می‌کردند،و این‌ تشویق‌ها در استقبال‌ مردان‌ برای‌ حضور بیشتر در جبهه‌ها بسیار مؤ‌ثر واقع‌ شد،پس‌ از شنیدن‌ خبر جراحت‌ و شهادت‌ بستگان‌ و عزیزان‌ خود،شکیبایی‌ و بردباری‌ کم‌نظیری‌ را به‌ نمایش‌ گذاشتند که‌ آن‌ هم‌ در تقویت‌ روحیه‌ رزمندگان‌ به‌ ادامه‌ مردانه‌ جنگ‌ کمک‌ فراوانی‌ کرد.مواردی‌ از روحیات‌ قوی‌ زنان‌ را می‌توان‌ در کلام‌ امام‌ خمینی)ره( و مقام‌ معظم‌ رهبری‌ به‌ وضوح‌ دید:
«در عین‌ حالی‌ که‌ مادران،جوانان‌شان‌ در جبهه‌ شهید شده‌اند با کمال‌ خوشرویی‌ و افتخار،افتخار می‌کنند به‌ این‌که‌ جوان‌ آن‌ها در راه‌ اسلام‌ شهید شده‌ است‌ و باز هم‌ پیشنهاد می‌کنند که‌ جوانان‌ دیگر هم‌ داریم‌ و به‌ اسلام‌ تقدیم‌ می‌کنیم.»(13)
از این‌ رو،جای‌ تعجب‌ نبود که‌ در یکی‌ از دیدارهای‌ خانواده‌ شهدا با امام‌ خمینی(ره)،مادری‌ با لهجه‌ خرمشهری‌ فریاد می‌زد:ای‌ امام،سه‌ پسر داشتم‌ و هر سه‌ شهید شدند،دیگر فرزندی‌ ندارم‌ تا در راه‌ اسلام‌ قربانی‌ کنم،خدا مرا فدای‌ تو کند.
مقام‌ معظم‌ رهبری‌ نمونه‌ای‌ از ایثارگری‌ و فداکاری‌ این‌ دسته‌ زنان‌ را برشمرده‌ است:
«در شهری‌ سخنرانی‌ داشتم.بعد از پایان‌ سخنرانی،همین‌ که‌ خواستم‌ سوار ماشین‌ شوم،دیدم‌ خانمی‌ پشت‌ سر پاسدارها خطاب‌ به‌ من‌ حرف‌ می‌زند،گفتم‌ راه‌ را باز کنید تا ببینم‌ این‌ خانم‌ چه‌ کار دارد.خانم‌ آمد و گفت:از قول‌ من‌ به‌ امام‌ بگویید بچه‌ام‌ اسیر دشمن‌ بود و اخیرا مطلع‌ شدم‌ که‌ او را شهید کرده‌اند،به‌ امام‌ بگویید فدای‌ سرتان‌ ،شما زنده‌ باشید،من‌ حاضرم‌ بچه‌های‌ دیگر نیز در راه‌ شما شهید شوند.»(14)
ایثارگری‌ و فداکاری‌ زنان‌ ایرانی‌ به‌ اندازه‌ای‌ بوده‌ که‌ حتی‌ رسانه‌های‌ خارجی‌ هم‌ نتوانستند منکر آن‌ شوند،از جمله‌ یک‌ نشریه‌ پاکستانی‌ که‌ نوشته‌ بود:
«از خانواده‌های‌ اسرای‌ جنگی‌ به‌ خوبی‌ مراقبت‌ می‌شود.بیوه‌ زنان‌ فشارهای‌ ناشی‌ از جدایی‌ و عدم‌ ارتباط‌ با همسرشان‌ را با وقار و شکیبایی‌ تحمل‌ کرده‌اند.آن‌ها دولت‌ را در قبول‌ تقاضاهای‌شان‌ که‌ ممکن‌ است‌ از وجهه‌ کشورشان‌ بکاهد،تحت‌ فشار نگذاشته‌اند این‌ نوع‌ برخورد هیچ‌گونه‌ شباهتی‌ با صدای‌ گریه‌ بیوه‌ زنان‌ اسرای‌ جنگی‌ عراق‌ ندارد.. .کلا زنان‌ ایرانی‌ شجاعت‌ رویارویی‌ با هر مصیبتی‌ را دارند.زنان‌ ایرانی‌ کاملا آماده‌ برخورد با هرگونه‌ واقعه‌ اضطرای‌ هستند و برخی‌ از آنان‌ در کلاس‌های‌ آموزش‌ نظامی‌ شرکت‌ می‌کنند...آن‌ها برای‌ رویارویی‌ با موقعیت‌های‌ مختلف‌ از جمله‌ بمباران‌های‌ شیمیایی‌ شهرها و برای‌ خدمت‌ در بیمارستان‌های‌ صحرایی‌ در پشت‌ جبهه‌ تحت‌ تعلیم‌ قرار می‌گیرند.»(15)
منبع‌ دیگری‌ در این‌ باره‌ نوشته‌ است:امام‌ خمینی)ره( برای‌ دفاع‌ از کشور زنان‌ را فراخواند زیرا مشارکت‌ زنان‌ در جنگ‌ می‌توانست...
«شجاعت‌ نیروهای‌ رزمی‌ و حمایت‌ مردم‌ را تقویت‌ نماید... قبلا می‌دانستیم‌ که‌ در میان‌ بسیجی‌ها... زن‌ وجود دارد که‌ از آن‌ها برای‌ ارشاد زنان‌ بد حجاب‌ استفاده‌ می‌شد ولی‌ زنان‌ رزمنده‌ نشان‌ می‌دهد که‌ زنان‌ ایرانی‌ نقشی‌ بیش‌ از پیش‌ و فعال‌ در جنگ‌ بازی‌ می‌کنند حتی‌ چادر یلند سنتی‌ مانع‌ به‌ کارگیری‌ تجهیزات‌ جدید جنگی‌ از سوی‌ آنها نمی‌گردد.»(16)

تبلیغ‌ و همکاری‌ اطلاعاتی‌
جبهه‌ غرب‌ از ویژگی‌هایی‌ برخوردار بود که‌ در جبهه‌ جنوب‌ کمتر به‌ چشم‌ می‌خورد،مثلا تلاش‌ دشمن‌ برای‌ اختلاف‌افکنی‌ بین‌ شیعه‌ و سنی‌ کاملا محسوس‌ بود و یا وجود ضد انقلاب‌ که‌ با دشمن‌ همکاری‌ می‌کردند،هوشیاری‌ و مراقبت‌های‌ اطلاعاتی‌ را اجتناب‌پذیر می‌کرد.نمونه‌های‌ فراوانی‌ از فعالیت‌های‌ تبلیغی‌ و اطلاعاتی‌ خواهران‌ و زنان‌ در کردستان‌ در دست‌ است،مانند:
1 - زنان‌ طلبه‌ از حوزه‌ علمیه‌ قم‌ و از مدارس‌ اسلامی‌ دیگر به‌ منطقه‌ کردستان‌ اعزام‌ می‌شدند.آن‌ها از همان‌ آغاز ورود به‌ شکل‌های‌ مختلف‌ مورد هجمه،اذیت‌ و آزار دشمنان‌ چون‌ کردهای‌ مخالف‌ و منافقین‌ قرار می‌گرفتند.مثلا منافقین‌ که‌ به‌ این‌ خانم‌ها می‌گفتند اگر با کردها رفت‌ و آمد کنید و غذای‌ شان‌ را بخورید،آنان‌ در غذای‌تان‌ سم‌ می‌ریزند و کشته‌ می‌شوید،در عوض،به‌ کردها می‌گفتند آنان‌ شما را قبول‌ ندارند و تلاش‌ می‌کنندتا از مذهب‌ تان‌ برگردید.زمانی‌ که‌ منافقین‌ می‌دیدند جنگ‌ روانی‌شان‌ بی‌ اثر مانده،دست‌ به‌ ترور می‌زدند،به‌ عنوان‌ مثال:
- طلبه‌ صدیق‌ رودباری‌ ساعتی‌ پس‌ از خاتمه‌ درس‌ قرآن‌ در بانه‌ و در 28 مرداد 1358 به‌ شهادت‌ نائل‌ آمد.
- طلبه‌ فهیمه‌ سیاری‌ دو روز پس‌ از اعزام‌ از قم‌ در اثر اصابت‌ تیر منافقین‌ به‌ شهادت‌ رسید.
ولی‌ زنان‌ بی‌توجه‌ به‌ اقدامات‌ دشمن،در طول‌ جنگ‌ به‌ حضور تبلیغی‌ خویش‌ در جبهه‌های‌ غرب‌ ادامه‌ دادند که‌ حاصل‌ آن‌ 434 شهید در کردستان‌ است.71 نفر از این‌ شهدا در مقابله‌ با ضد انقلاب‌ شهید شدند.مسن‌ترین‌ آن‌ها آمنه‌ نیکی‌ نام‌ داشت‌ که‌ در سن‌ 78 سالگی‌ و در 16 شهریور 1359 در سنندج‌ ترور گردید و کوچک‌ترین‌ آنان‌ دختر 2 ساله‌ای‌ بود به‌ نام‌ روناک‌ مؤ‌منی‌فرد که‌ در 15 تیر 1367 در اثر اصابت‌ ترکش‌ سلاح‌های‌ ضدانقلاب‌ شهید گشت.(17)
2 - ضدانقلاب‌ در کردستان‌ چون‌ می‌دانست‌ براداران‌ سپاهی،کمیته‌ای‌ و بسیجی‌ دست‌ به‌ نامحرم‌ نمی‌زنند،اطلاعات‌ نظامی،سلاح‌های‌ سبک‌ جنگی‌ و نقشه‌های‌ عملیاتی‌ را از طریق‌ زنان‌ وابسته‌ به‌ خود رد و بدل‌ می‌کرد،از این‌ رو،تعدادی‌ از خواهران‌ به‌ منطقه‌ اعزام‌ و مأمور بازرسی‌ و گشت‌ از زنان‌ مشکوک‌ شدند.مریم‌ کاتبی‌ که‌ خود یکی‌ از اعزام‌ شده‌های‌ به‌ منطقه‌ کردستان‌ است،در این‌ باره‌ نوشته‌ است:
"یک‌ روز می‌بایست‌ زنی‌ را می‌گشتیم‌ که‌ بچه‌ای‌ در بغل‌ داشت‌ و به‌ علت‌ نداشتن‌ کهنه،لباس‌ مادرش‌ و لباس‌ خود را کثیف‌ کرده‌ بود.مادر این‌ کار به‌ عمد کرده‌ بود تا رغبت‌ نکنیم‌ او را بگردیم.بوی‌ تعفن‌ در آن‌ محیط‌ گرم،محوطه‌ چادر را پر کرده‌ بود اما چاره‌ای‌ نبود باید او را می‌گشتیم،وی‌ مانع‌ کار می‌شد.وقتی‌ می‌خواستیم‌ او را بگردیم‌ حرکتی‌ کرد که‌ چینه‌ دور کمرش‌ باز شد و یک‌ نارنجک،یک‌ سری‌ ورق‌ و مقداری‌ پول‌ و...بیرون‌ ریخت.بلافاصله‌ آن‌ها را جمع‌ کردیم‌ ،مردها را بیرون‌ چادر نگه‌ داشتیم‌ و زن‌ها را داخل‌ چادر. بزرگ‌ترین‌ شخص‌ در آن‌ جمع،19سال‌ داشت...بعدها برادر محمد گفت:نقشه‌هایی‌ که‌ آن‌ روز از آن‌ زن‌ گروهکی‌ گرفتید باعث‌ شد تعداد زیادی‌ از سران‌ گروهک‌ها و نقشه‌های‌ عملیاتی‌ آن‌ها لو برود و ما توانستیم‌ تعداد زیادی‌ از آن‌ها را در شهر دستگیر کنیم."(18)
نتیجه‌ای‌ که‌ از مطالبی‌ که‌ گذشت‌ می‌توان‌ گرفت‌ عبارت‌ است‌ از:
1 - جنگ‌ تحمیلی، پس‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ کارزار دیگری‌ برای‌ زنان‌ آفرید.آن‌ها از نخستین‌ روزهای‌ جنگ، همپای‌ رزمندگان‌ به‌ ستیز با دشمن‌ پرداختند. گاه‌ تن‌ به‌ تن‌ جنگیدند، و گاه‌ با پرداختن‌ به‌ امور جنگی، حضور مستقیم‌ خود را در دفاع‌ مقدس، حفظ‌ کردند.به‌ تدریج‌ و با طولانی‌ شدن‌ آن، جنگ‌ به‌ دیگر نقش‌های‌ خدماتی‌ زنان، نیاز پیدا کرد، از این‌ رو، زنان‌ به‌ پشتیبانی‌ از جبهه‌ در پشت‌ جبهه‌ روی‌ آوردند،به‌ شهرها و خطوط‌ جنگی‌ رفتند تا به‌ امداد و درمان‌ جنگجویان‌ بپردازند.در جبهه‌ و پشت‌ آن، به‌ طرق‌ مختلف‌ و اعجاب‌انگیز در تقویت‌ روحیه‌ رزمنده‌ها کوشیدند.البته‌ همه‌ خدمات‌ جنگی‌ را در آنچه‌ بر شمردیم،نمی‌توان‌ خلاصه‌ کرد، بلکه‌ باید کار زنانی‌ را که‌ برای‌ رزمندگان‌ شعر، داستان، حماسه‌ نوشتند، موسیقی، فیلم‌ و تئاتر ساختند، عکس، خبر و گزارش‌ تهیه‌ کردند، شهید، جانباز و اسیر شدند.این‌ها تنها بخشی‌ از خدمات‌ آنان‌ به‌ جنگ‌ است.
2 - آنچه‌ زنان‌ را واداشت‌ که‌ در بدترین‌ شرایط‌ با اقل‌ امکانات‌ در جنگی‌ نابرابر به‌ یاری‌ جنگجویان‌ یا مدافعان‌ کشور بپردازند، ایمان‌ به‌ جزای‌ خیر در نزد خداوند و اعتقاد به‌ درستی‌ راه‌ امام‌ بود، در غیر این‌ صورت، بعید بود پس‌ از آن‌ که‌ با ایثار جان، مال‌ و اولاد خود، انقلاب‌ اسلامی‌ را به‌ پیروزی‌ رساندند، بار دیگر برای‌ پاس‌داشت‌ آن‌ مجبور باشند، آنچه‌ از مال‌ و جان‌ و اولاد برای‌شان‌ باقی‌ مانده، فدای‌ حفظ‌ انقلاب‌ نماید. بی‌ شک‌ از مهم‌ترین‌ علل‌ پیروزی‌ جنگ، حضور خالصانه‌ همین‌ زنان‌ در عرصه‌ دفاع‌ بود، حتی‌ فراتر از این‌ می‌توان‌ گفت‌ که: "ملتی‌ که‌ بانوانش‌ در صف‌ مقدم‌ برای‌ پیشبرد مقاصد اسلامی‌ هست، آسیب‌ نخواهد دید."(19)
با توجه‌ به‌ آنچه‌ که‌
الف‌ - امام‌ فرمود: " حضور زنان‌ در صحنه‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ نه‌ تنها لازم، بلکه‌ واجب‌ و ضروری‌ است... و زن‌ باید در مقررات‌ اساسی‌ مملکت‌ دخالت‌ کند."(20)
ب‌ - عملا زنان‌ در فرآیند پیروزی‌ انقلاب‌اسلامی‌ و پس‌ از آن‌ و بویژه‌ در دفاع‌ مقدس‌ به‌ نمایش‌ گذاشتند.
تردیدی‌ در ضرورت‌ حضور سیاسی،اجتماعی‌ و دفاعی‌ زن‌ باقی‌ نمانده‌ است،اما برای‌ نسل‌ جدیدی‌ که‌ صحنه‌های‌ خداپسندانه‌ حضور زنان‌ را ندیده‌ و حتی‌ کمتر آن‌ را به‌ گوش‌ شنیده‌ است، باید الگویی‌ ارائه‌ کرد که‌ با حفظ‌ حضور سیاسی، اجتماعی‌ و دفاعی،خود به‌ وظایف‌ یک‌ زن‌ مسلمان‌ عمل‌ کند.از این‌ رو،این‌ سؤ‌ال‌ مطرح‌ می‌شود که‌ شرایط‌ و ویژگی‌های‌ حضور سیاسی،اجتماعی‌ و دفاعی‌ زنان‌ چیست؟ برای‌ یافتن‌ پاسخ‌ این‌ سؤ‌ال،به‌ برخی‌ از این‌ ویژگی‌ها اشاره‌ می‌کنیم:
رعایت‌ پوشش‌ اسلامی: توده‌ زنان‌ مسلمان‌ در طول‌ تاریخ‌ یک‌ صد سال‌ گذشته، با حفظ‌ حجاب‌ و پوشش، حرکت‌های‌ عظیم‌ آفریدند، حتی‌ حوادث‌ سال‌های‌ پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و پس‌ از آن، شاهد حضور زنان‌ چادری‌ بوده‌ است. برای‌ امروز و فردا هم‌ این‌ پوشش‌ بر پایه‌ تعالیم‌ قرآن‌ و تجارب‌ انسان‌ یک‌ ضرورت‌ است. امام‌ خمینی‌ )ره( هم‌ بر این‌ حضور با پوشش‌ اسلامی‌ زنان‌ تأکید ورزیده‌ است: " امروز باید خانم‌ها وظایف‌ اجتماعی‌ خودشان‌ را، وظایف‌ دینی‌ خودشان‌ را باید عمل‌ بکنند و عفت‌ عمومی‌ را حفظ‌ بکنند ،و روی‌ آن‌ عفت‌ عمومی، کارهای‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ را انجام‌ دهند". (21)" " زن‌ها هم‌ باید در فعالیت‌های‌ اجتماعی‌ و سیاسی، هم‌ دوش‌ مردها باشند، البته‌ با حفظ‌ آن‌ چیزی‌ که‌ اسلام‌ فرموده‌ است. "(22)یکی‌ از چیزهایی‌ که‌ اسلام‌ در این‌ باره‌ بر آن‌ تأکید دارد رعایت‌ حجاب‌ و پوشش‌ اسلامی‌ است‌ لذا امام‌ خمینی‌ )ره(بر حضور زنان‌ در دفاع‌ مقدس‌ با حفظ‌ کامل‌ حجاب‌ اسلامی‌ اصرار ورزیده‌ اند و این‌ مسأله‌ در سیره‌ امام‌ و در استفتای‌ زیر مشهود است:
"سئوال: آیا امدادگری‌ خواهران‌ در جبهه‌ها از نظر شرع‌ اسلام‌ اشکال‌ دارد؟
جواب: با مراعات‌ کامل‌ حجاب‌ واجب‌ و )با( اجتناب‌ از محرمات‌ اشکال‌ ندارد."(23)
اشتغال‌ در کارهای‌ متناسب: این‌ که‌ زنان‌ از نظر اسلام‌ مجاز به‌ فعالیت‌ مفید تولیدی، فرهنگی، خدماتی‌ و غیر آن‌ در بیرون‌ از محیط‌ خانه‌اند، تردیدی‌ وجود ندارد،با این‌ وصف، قرآن‌ بر متناسب‌ بودن‌ مشاغل‌ با توانایی‌های‌ روحی‌ و جسمی‌ زنان‌ تأکید می‌ورزد:
امام‌ خمینی‌ )ره( در این‌ مورد فرمودند:
" زنان‌ از نظر اسلام‌ نقش‌ حساسی‌ در بنای‌ جامعه‌ اسلامی‌ دارند و اسلام‌ زن‌ را تا حدی‌ ارتقأ می‌دهد که‌ او بتواند مقام‌ انسانی‌ خود را در جامعه‌ بازیابد و از حد شیء بودن‌ بیرون‌ بیاید و متناسب‌ با چنین‌ رشدی‌ می‌تواند در ساختمان‌ حکومت‌ اسلامی‌ مسئولیت‌هایی‌ را برعهده‌ بگیرد."(24)
در این‌ سخن‌ امام، تأکید بر رشد معنوی‌ زنان‌ است، ولی‌ کسی‌ شک‌ ندارد که‌ امام‌خمینی‌ )ره( در طول‌ پس‌ از انقلاب‌ اسلامی،مسئولیت‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ زنان‌راتنهابارعایت‌وحفظنقش‌مادری‌پذیرفته‌است: "شماهاموظف‌هستیدکه‌اولادخودتان‌ راخوب‌تربیت‌ کنید."(25)به‌ نظر می‌رسد امام‌ خمینی)ره(بر این‌ عقیده‌ بوده‌ اند که‌ باید مشاغل‌ و مأموریت‌های‌ متناسب‌ با وضعیت‌ روحی‌ و جسمی‌ زنان‌ به‌ آنان‌ در جبهه‌های‌ جنگ‌ واگذار شود، لذا زمانی‌ که‌ بانویی‌ از ایشان‌ می‌پرسند که‌ آیا رفتن‌ زنان‌ به‌ جبهه‌ برای‌ کارهای‌ امدادی‌ و فرهنگی‌ اشکال‌ دارد؟ معظم‌ له‌ پاسخ‌ داده‌ اند:شرکت‌ زنان‌ در خدمات‌ فرهنگی‌ و اجتماعی‌ با مراعات‌ کامل‌ حجاب‌ شرعی‌ مانع‌ ندارد.(26)
توجه‌ به‌ حقوق‌ همسر و فرزند: رهبری‌ انقلاب‌ به‌ تأثیر از اسلام‌ بر حضور سیاسی‌ و اجتماعی‌ زنان‌ با حفظ‌ و رعایت‌ حقوق‌ همسر صحه‌ گذاشته، و آن‌ را مقدم‌ بر کار بیرون‌ از خانه‌ خانم‌ها می‌داند:
" وقتی‌ راجع‌ به‌ مسئولیت‌ داخلی‌ زن‌ صحبت‌ می‌کنیم، منظورمان‌ این‌ نیست‌ که‌ باید مسئولیت‌ اجتماعی‌ از دوش‌ زن‌ برداشته‌ شود، بلکه‌ مسئولیت‌ اجتماعی‌ هم‌ بردوش‌ اوست، و آن‌ غیر این‌ است، ولی‌ اینجا تقدم‌ وجود دارد، هم‌چنان‌ که‌ در مورد مرد هم‌ تقدم‌ وجود دارد....)خانم‌ها( با حفظ‌ مسئولیت‌ (خانوادگی) هر مقدار که‌ توانایی‌ دارند،برای‌ مسئولیت‌ اجتماعی‌ سیاسی‌ صرف‌ کنند. "(27)
البته‌ معظم‌ له‌ بار دیگر بر این‌ نکته‌ تأکید ورزید که‌ رعایت‌ و حفظ‌ حقوق‌ همسر مشروط‌ است‌ به‌ این‌ که‌ عدم‌ حضور سیاسی‌ اجتماعی‌ زنان،لطمه‌ای‌ به‌ اساس‌ دین‌ وارد نکند، و زمانی‌ که‌ حاضر نبودن‌ زنان‌ بیم‌ لطمه‌ خوردن‌ به‌ اسلام‌ را درپی‌داشته‌باشد،اذن‌شوهربرای‌درخانه‌ماندن‌ زنان، ضرورت‌ شرعی‌ نخواهد داشت.(28)
درباره‌ تربیت‌ کودکان، هر یک‌ از والدین، نقش‌ اساسی‌ و تعیین‌ کننده‌ دارند، ولی‌ نقش‌ تربیتی‌ مادر با اهمیت‌تر است، زیرا، مادر به‌ لحاظ‌ احساسات‌ و عواطف‌ خود، روابط‌ نزدیک‌تر و عاطفی‌تر با فرزندان‌ دارد. امام‌ خمینی‌ )ره( در تأیید این‌ موضوع‌ فرمود: " عواطفی‌ که‌ در بانوان‌ هست‌ مخصوص‌ خودشان‌ است‌ و در مردهااین‌ عواطف‌ نیست‌ "(29) همین‌ عواطف‌ پاک‌ مادرانه، ابزار اصلی‌ در تربیت‌ اخلاقی‌ کودکان‌ است، مشروط‌ به‌ این‌ که‌ زن‌ از مسئولیت‌ کارهای‌ بیرون‌ منزل، فارغ‌ باشد، در غیر این‌ صورت، زن‌ هم‌ نمی‌تواند در انجام‌ چنین‌ مسئولیتی‌ بزرگ، موفق‌ شود. ویل‌ دورانت‌ در تأیید این‌ مسأله‌ نوشته‌ است:
" اگر زن‌ امروز غرب‌ در حفظ‌ خانواده‌ و تربیت‌ کودک‌ ناتوان‌ به‌ نظر می‌رسد برای‌ آن‌ است‌ که‌ او مدتی‌ است‌ طبیعت‌ خود را که‌ همان‌ ایفای‌ نقش‌ همسری‌ و تربیت‌ کودک‌ در خانه‌ است‌ را از یاد برده‌ است‌ .(30)"
مقام‌ معظم‌ رهبری‌ بر نقش‌ مهمی‌ که‌ زن‌ در این‌ راستا )تربیت‌ فرزندان( دارد، تأکید می‌ورزد و حضور سیاسی‌ اجتماعی‌ زن‌ را منوط‌ به‌ انجام‌ خوب‌ تربیت‌ فرزندان‌ و کودکان‌ می‌داند:
" مادر به‌ لحاظ‌ رنج‌های‌ طاقت‌فرسا برای‌ پرورش‌ فرزندان‌ و مهر خالصانه، در مرتبه‌ای‌ بالاتر از پدر قرار دارد.کم‌رنگ‌ شدن‌ محبت‌ میان‌ مادران‌ و اطفال، ارتباط‌ عاطفی‌ آنان‌ را رو به‌ زوال‌ می‌برد، و این‌ وضع‌ در بروز ناهنجاری‌های‌ فردی‌ و اجتماعی‌ دخالت‌ مهمی‌ دارد،از آن‌جاکه‌ مادر نمونه‌ مهرورزی‌ و عواطف‌ سرشار است، مظهر رحمت‌ الهی‌ می‌باشد و رضایت‌ و دعای‌ او سبب‌ جلب‌ رضایت‌ پروردگار و غفران‌ الهی‌ خواهد بود.از دیدگاه‌ ارزشی‌ اسلام، مادر سهم‌ اصلی‌ و اساسی‌ را در تربیت‌ کودک‌ ایفأ می‌کند و افراد دیگر، حتی‌ پدر، معلم‌ و استاد در مقایسه‌ با نقش‌ مادر، جنبه‌ ثانوی‌ دارند.از این‌ رو، امام‌ خمینی‌ )ره( فرمود: دامن‌ مادر، بزرگ‌ترین‌ مدرسه‌ای‌ است‌ که‌ بچه‌ در آن‌جا تربیت‌ می‌شود...(31)این‌ نظر اسلام‌ است...در عین‌ حال‌ میدان...سیاسی‌ برروی‌ او باز شده‌ است.(32)"
تنها در شرایط‌ عادی‌ رعایت‌ حقوق‌ همسر و فرزند بر زنان‌ لازم‌ و واجب‌ نیست‌ بلکه‌ در دوره‌ و زمان‌ جنگ‌ نیز این‌ وظیفه‌ بر دوش‌ بانوان‌ است. به‌ همین‌ دلیل‌ امام‌ خمینی‌ در پاسخ‌ به‌ یک‌ استفتأ فرمودند:
"بزرگ‌ ترین‌ وظیفه‌ زن‌ کوشش‌ در انجام‌ وظایف‌ شوهرداری‌ و تربیت‌ صحیح‌ و اسلامی‌ فرزندان‌ است‌ و شرکت‌ در خدمات‌ اولیه‌ درمانی‌ )جبهه‌ها(با مراعات‌ کامل‌ حجاب‌ شرعی‌ و در صورتی‌ که‌ شوهر داشته‌ بلاشد با اجازه‌ شوهر،مانع‌ ندارد." (33)

نتیجه‌
سخن‌ قرآن‌ و انقلاب‌ اسلامی‌ برآمده‌ از آن، در زمینه‌ حضور سیاسی،اجتماعی‌ و دفاعی‌ زنان‌ این‌ است‌ که:حضور سیاسی‌ ،اجتماعی‌ و دفاعی‌ بی‌اشکال‌ است‌ مشروط‌ به‌ این‌ که‌ پوشش‌ اسلامی‌ حفظ‌ شود، حقوق‌ همسران‌ رعایت‌ گردد، تربیت‌ کودکان‌ به‌ فراموشی‌ سپرده‌ نشود، و نیز، زنان‌ اموری‌ را برگزینند که‌ با توانایی‌ جسمی‌ و روحی‌ آنان‌ متناسب‌ باشد. البته‌ همه‌ شرایط‌ حضور سیاسی،اجتماعی‌ و دفاعی‌ زنان‌ به‌ نکاتی‌ که‌ برشمردیم، خلاصه‌ نمی‌شود.نکاتی‌ چون‌ پرهیز از حضور در محیطهای‌ خلوت‌ با مردان، مراقبت‌ از لحن‌ و گفتار خود به‌ هنگام‌ سخن‌ گفتن‌ با مردان، مراقبت‌ از گناه‌ در مکان‌های‌ پرازدحام، مواظبت‌ از نگاه‌های‌ آلوده‌ و.. نیز از مسائل‌ مهم‌ با اهمیت‌ در این‌ زمینه‌ است، به‌ آن‌ دلیل‌ که‌ خداوند می‌فرماید:"ما انسان‌ را از گل‌ آفریدیم‌ و از وسوسه‌های‌ نفسانی‌ او آگاهیم.(34)
با گذشت‌ نزدیک‌ به‌ دو دهه‌ پس‌ از دفاع‌ مقدس،بخش‌ زیادی‌ از زنان‌ ایرانی، هم‌چنان‌ با رعایت‌ ارزش‌ها و حدود اسلامی‌ در صحنه‌ حاضرند، ولی‌ دور شدن‌ از سال‌های‌ دفاع‌ مقدس، فاصله‌ نسل‌ جدید از نسل‌های‌ قدیمی‌تر، تهاجم‌ یا شبیخون‌ فرهنگی‌ و... اندکی‌ حضور پرشور و با پوشش‌ اسلامی‌ زنان‌ را تحت‌ الشعاع‌ قرار داده،البته‌ یک‌ راه‌ برای‌ جبران‌ و رفع‌ معایب‌ و نواقصی‌ که‌ بروز کرده، حضور فعال‌تر توده‌ زنان‌ مسلمان‌ در صحنه‌ است، ولی‌ برای‌ انقلاب‌ اسلامی، صرف‌ حضور زنان‌ کافی‌ نیست، بلکه‌ حضور زن‌ بدون‌ پوشش‌ اسلامی‌ دیگر به‌ پاسداری‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ نمی‌انجامد.در عمل‌ هم‌ و بیش‌ از گذشته‌ باید نشان‌ داد که‌ حجاب‌ مانعی‌ برای‌ حضور سیاسی،اجتماعی‌ و دفاعی‌ نیست، به‌ علاوه، باید از مزایایی‌ که‌ حجاب‌ در پاس‌داشت‌ از ارکان‌ خانواده، تربیت‌ اجتماعی‌ و.. دارد، بیشتر سخن‌ گفت. ضرورت‌ حضور سیاسی،اجتماعی‌ و دفاعی‌ زنان‌ مسلمان‌ زمانی‌ مهم‌ جلوه‌ می‌کند که‌ بقای‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ جزء حمایت‌ مردان‌ و زنان‌ این‌ مرز و بوم‌ میسر نیست، به‌ ویژه‌ این‌ که‌ زنان‌ چون‌ در پیروزی‌ انقلاب‌اسلامی‌ نقش‌ پررنگ‌تر و در دفاع‌ مقدس‌ نقش‌ اساسی‌ داشته‌اند، در حفظ‌ ارزش‌های‌ آن‌ دو هم‌ باید همان‌ نقش‌ را هم‌چنان‌ حفظ‌ کنند

+ نوشته شـــده در سه شنبه 1389/02/21ساعــت9:11 تــوسط عرشیان |
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 1389/01/18ساعــت9:57 تــوسط عرشیان |
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 1389/01/18ساعــت9:54 تــوسط عرشیان |
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 1389/01/18ساعــت9:53 تــوسط عرشیان |
+ نوشته شـــده در دوشنبه 1388/10/14ساعــت9:19 تــوسط عرشیان |